یا علی؛ چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان/ که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را صفحه ‌ ی نخست بایگانی تماس با من دیگران

بایگانی ِ موضوع ِ : اجتماعی، تعداد یادداشت: 15
تبادل نظرات درباره این یادداشت (1) | , 26 تير 1386
و بازی‌گران را دو گونه‌اند؛ اول آنانند که ساعت‌ها حس گیرند و آماده شوند برای یک سکانس چند دقیقه‌ای. به مجرد اکشن گفتن کارگردان وارد بر فضای دوربینی که چشم بیننده باشد، شوند و ایفای نقش کنند و به محض...

تبادل نظرات درباره این یادداشت (2) | , 27 مهر 1385


تبادل نظرات درباره این یادداشت (38) | , 16 شهريور 1385
اصول کلی:
1- از هر 8 زن بیش از یکی به سرطان پستان مبتلا می‌شود!
2- تنها30 درصد از مبتلایان به سرطان پستان در ایران درمان می شوند.
3- چه باید کرد؟ خود آزمایی ماهیانه پستان‌ها

| , 13 شهريور 1385
یک هواپیمای دیگر سقوط کرد، رییس جمهور تسلیت گفت. دبیر کل سازمان ملل هم که از سفر اسراییل راهی تهران شده بود و می‌گفت: باید به فرزندان خود یاد دهیم که هولوکاست وجود داشته است؛ تسلیت گفت. **** وزير راه...

تبادل نظرات درباره این یادداشت (11) | , 14 مرداد 1385

موزاییکی از ایوان موزاییک در بیشاپور


تبادل نظرات درباره این یادداشت (1) | , 10 بهمن 1384
http://www.aliamirmoayed.com/photoblog/archives/sorang03.jpg

تبادل نظرات درباره این یادداشت (2) | , 7 بهمن 1384
هر چند نمی‏شود بخشی از کتاب خدا را پذیرفت و بخشی را رها کرد، اما در عمل مردم با توجیه‏های متفاوت بعضی قسمت‏ها را انتخاب و بعضی دیگر را رها می‏کنند. با این اوصاف باز هم محبت به خاندان پیامبر(ص)...

تبادل نظرات درباره این یادداشت (2) | , 20 دي 1384
بیش از هر چیز دنبال عنوانش می‏گشتم. باید یک عنوان خوب برایش انتخاب می‏کردم! می‏توانستم بگذارم زرشت و ... مثل آن مطلب [خرمالو و قبر پدر اصلاحات] یا بگذارم لحظاتی پس از سقوط فالکن، مثل آن مطلب [لحظاتی پس از...

تبادل نظرات درباره این یادداشت (6) | , 16 آذر 1384
نگاه اول: "خدمت بقیه الله العظم این حادثه را تسلیت می‏گوییم" مردان حسابی قبل از این‏که همه با هم بیاید و به امام زمان تسلیت بگویید، بشینید، فکر کنید تا این قدر مجبور نباشید سالی یک بار برای سقوط هواپیماهای...

تبادل نظرات درباره این یادداشت (3) | , 11 آذر 1384
خانه مادر بزرگ، نشسته بودم و مشغول صحبت. صدای دزدگیر ماشین آمد. به عادت بلند شدم و ریموت را از جیبم در آوردم و آنتن‏اش را کشیدم تا بردش بیش‏تر شود. دکمه را فشار دادم؛ خاموش شد. دوباره نسشتم، دوباره...

| , 10 آذر 1384
مادرم بلند صدایم کرد که برو دم در نامه داریم. بی حس از جا بلند شدم. نامه! پاکت را که تحویل گرفتم و رویش را خواندم فهمیدم مال خودم است. دیگر نا امید شده بودم اما فرم‏هایی که برای اپلای...

تبادل نظرات درباره این یادداشت (4) | , 7 مهر 1384
این یادداشت را مدت‏ها پیش در جواب مطلبی در لوح نوشته بودم. اما تا حالا به این نتیجه نرسیده‏ام که تقوای لازم برای انتشار در لوح را دارد لذا از خیر آن گذشتم و از شرش ترسیدم که نکند صحبت...

| , 30 مرداد 1384
امروز رفتم دبیرستان. جمله‏ای دارم که بعض دوستان می‏گویند خیلی فاشیستی است. بعضی هم می‏گویند متکبرانه است. خوب بگویند، دست خودشان کوتاه است حسادت می‏کنند. فکر می‏کنند مثلا آخر دنیا همین دانشگاه علامه طباطبایی است و حالا که قبول شده‏اند...

تبادل نظرات درباره این یادداشت (9) | , 22 مهر 1383
http://www.aliamirmoayed.com/photoblog/images/str-gl1.jpg

تبادل نظرات درباره این یادداشت (9) | , 18 مهر 1383
پویا کمالیانِ عزیز، دوست دوران دبستان؛ الان دانشجوی کارشناسی ارشد پیوسته‏ی رشته‏ی اقتصادِ نظری، دانشگاه پوتسدام (potsdam) در آلمان است. دیروز فرصتی پیش آمد تا دیداری تازه کنیم. در بحث به نکات جالبی اشاره شد که حیفم آمد در...