بایگانی ِ موضوع ِ :
در پناه ضامن آهو، تعداد یادداشت: 11
تبادل نظرات درباره این یادداشت (1)
| , 14 مرداد 1386
تبادل نظرات درباره این یادداشت (1) | , 3 خرداد 1386
تبادل نظرات درباره این یادداشت (10) | , 3 فروردين 1386
تبادل نظرات درباره این یادداشت (1) | , 12 مرداد 1385
تبادل نظرات درباره این یادداشت (5) | , 8 مرداد 1385
تبادل نظرات درباره این یادداشت (5) | , 15 تير 1385
تبادل نظرات درباره این یادداشت (4) | , 19 خرداد 1385
تبادل نظرات درباره این یادداشت (2) | , 27 ارديبهشت 1385
تبادل نظرات درباره این یادداشت (2) | , 23 ارديبهشت 1385
تبادل نظرات درباره این یادداشت (7) | , 14 ارديبهشت 1385
تبادل نظرات درباره این یادداشت (20) | , 10 فروردين 1384
شاید هر کسی نفهمد راز این اشک را که چرا وقتی زایری چشمش میافتد به گنبد طلاییاش ناخواسته میزند زیر گریه. نه این که فکر کنی کسی برایش روضه خوانده باشد، همین طوری خیره و مبهوت میشود به گنبد و...
تبادل نظرات درباره این یادداشت (1) | , 3 خرداد 1386
میگویم: "دیدی بیوفا شدی! حالا کی صبح زود برود دفتر نذورات، تا تمام نشده کوپن ِ غذای حضرتی را بگیرد؟ ظهر که شد، کی قابلمه ببرد حرم، غذا را بگیرد، زل ِ آفتاب مشهد، حرم تا خانه معلم منطقه پنج...
تبادل نظرات درباره این یادداشت (10) | , 3 فروردين 1386
حوالی ظهر 29 اسفند 1385 رفته بودم قبرستانی قدیمی همین نزدیکیها. چه مقابری بر پا بود آنجا. تاریخها را میپایم و طول عمرها را. از کودکِ چند ساله هست تا پیر 100 ساله. به خودم نیشتر میزنم که کدام سالش...
تبادل نظرات درباره این یادداشت (1) | , 12 مرداد 1385
تو خود میدانی که این آقا ضمانت کرده آهو را و میدانی امام الرئوف است و میدانی که استحباب دارد اختیار زیارت او بر زیارت سید الشهداء در کربلا که عالم به فدای هر دو شان باد. تو خود میشناسی...
تبادل نظرات درباره این یادداشت (5) | , 8 مرداد 1385
بر دیوار یکی از ورودیهای حرم نوشته بود: "چادر نشانه ملی ماست". ما نفهمیدیم این چه معنی دارد! نشانهی ملی یعنی چه؟ خدای عالم حدودی را وضع کرده شما آنها را رعایت کن خواه چادر سرت باشد، خواه مانتو تنت باشد. اصل حدود خداست نشانه ملی کیلویی چند است؟!
تبادل نظرات درباره این یادداشت (5) | , 15 تير 1385
برای ما بیبهرهها و ماندهگان در راه، مشهد رفتن جز ادراک ظاهر نیست. همین میرویم صحنها و دیوارها و کاشی کاریها را نگاه میکنیم و میآییم. خیلیهامان به همین هم نایل نمیشویم! برای من، آشنا بودن در همین هم غنیمت...
تبادل نظرات درباره این یادداشت (4) | , 19 خرداد 1385
بعد از خروج از سالن یک راست رفتم سراغ تاکسی فرودگاه و کارت راننده را تحویل گرفتم. جلوتر رفتیم، پیرمردی پیاده شد و کارت را گرفت و صندوق عقب ماشینش را باز کرد تا وسایلمان را بگذاریم. من این راه...
تبادل نظرات درباره این یادداشت (2) | , 27 ارديبهشت 1385
صبح روز پرواز، همه چیز مرتب بود. قبل از ترک منزل و رفتن به فرودگاه - که همین بغل گوشمان است- کیسه محتوی امانات را کامل چک کردم و مواردش را نوشتم. فکر کنم حدود 16 موردی شد. ایمیل ها...
تبادل نظرات درباره این یادداشت (2) | , 23 ارديبهشت 1385
کاری هم نداشت، صدایم کرد. وقتی رفتم پیشاش تلویزیون روشن بود. و باز هم 20:30 و گزارش کامران نجف زاده! گزارش از داخل هواپیمای رییس مجلس برای سفر به ترکیه بود. لحظاتی پس از پرواز از فرودگاه مهرآباد هواپیما با...
تبادل نظرات درباره این یادداشت (7) | , 14 ارديبهشت 1385
تبادل نظرات درباره این یادداشت (20) | , 10 فروردين 1384
1- شلوغی الان دقیقا در راه سمنان - دامغان هستیم و من لپتاپم را در آوردم و شروع کردم به نوشتن. تازه از خواب پریدهام؛ قدری گیجام. بنابراین جملاتم منقطع و حاصل تراوشات هر لحظه ذهنم است. جاده مثل همت...







